تبليغاتX
AIR FORCE

F-117

هواپیمای نایت هاوک یا قوش شب، اولین هواپیمای عملیاتی و تولید انبوه جهان است که قادر به استفاده از تکنولوژی پنهان کاری از دید رادار می باشد. طراحی بی نظیر این هواپیما، قدرت عملیاتی استثنایی به آن می دهد. این هواپیما برای تامین نیروی پیشرانش خود از دو موتور توربوفن جنرال الکتریک مشابه همان موتورهایی که در هواپیمای هورنت به کار رفته است و البته بدون پس سوز، بهره برده و برای کنترل پرواز خود نیز از سیستم پرواز با سیم استفاده می نماید.


هواپیمای نایت هاوک با کد F-117، در حقیقت یک بمب افکن سبک است که توانایی استفاده از بازه گسترده ای از تسلیحات داشته و با سیستم های فوق العاده پیشرفته و جدیدترین و تواناترین تکنولوژی های اویونیکی و دیجیتالی حمله و ناوبری تجهیز گشته است. برنامه ریزی برای حمله به اهداف شدیداً مراقبت شده، تماماً توسط سیستم های مدیریت عملیات این هواپیما صورت گرفته و البته بسیار دقیق و موفقیت آمیز نیز می باشد. مهمترین عملیات این هواپیما، در سال 1991 در عملیات طوفان صحرا در عراق صورت گرفت که در طی آن، این بمب افکن سبک حمله های سنگینی را علیه مواضع عراقی انجام داده و باعث تخریب بسیاری از ایستگاه های برق عراقی، شعبه های اصلی نظامی، مقرهای ارتباطات، فرودگاه های نظامی و مراکز دفاع ضد هوایی شد. این هواپیما در تمام طول این عملیات، آزادانه در آسمان عراق به گشت زنی می پرداخت که البته این توانایی فوق العاده را تا حد زیادی مدیون ویژگی پنهان بودن راداری آن بود. به همین دلیل، در آن زمان، نایت هاوک تنها هواپیمایی بود که از طرف آمریکا اجازه پرواز بر فراز دفاع ضد هوایی شدید شهر بغداد را داشت. بدنه این هواپیما، با یک پوشش جذب کننده امواج رادار پوشیده شده که مانع از انعکاس امواج می شود که این روش، شیوه ای معمولی برای جلوگیری از شناسایی هواپیما در طول نبرد های هوایی است. این بمب افکن سبک، ساخت شرکت لاکهید مارتین است که اولین پرواز خود را به سال 1981 به انجام رسانید. طول این هواپیما 20 متر و فاصله دو سر بال آن نیز به حدود 13 متر می رسد و از این لحاظ، در کلاس هواپیماهای اندازه متوسط قرار می گیرد.


حداکثر وزن پروازی یا برخاست این هواپیما، در حدود 24 تن بوده و قادر به حمل انواع بمب های مارک و جی بی یو می باشد. این هواپیما، بمب افکنی با قابیلت پرواز در سرعت های نسبتاً بالا، اما زیر سرعت صوت و تقریباً ترانسونیک است و محموله جنگ افزاری خود را نیز به طور کل در محفظه های داخلی نگه داری تسلیحات حمل می نماید. نایت هاوک قابلیت سوخت گیری هوایی را نیز دارا بوده و از این حیث، یک بمب افکن با برد نامحدود محسوب می شود. لازم به ذکر است که هدایت و انجام عملیات در این هواپیمای پیشرفته، تنها به عهده یک خلبان، یعنی در اصل سرخلبان آن است. تنها سقوط این هواپیما، مربوط به سال 1991 بر فراز بلگراد در یوگسلاوی است که هواپیما ساقط شده و خلبان آن به بیرون پرید و با چتر نجات فرود آمده و هواپیما نیز در نزدیکی این شهر به زمین برخورد نمود. خلبان این بمب افکن در آن حادثه جان سالم به در برد.

نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/07/11 ساعت 1:37 | لینک ثابت |

جنگنده میگ21، هواپیمای رهگیر و جنگنده ای می باشد که تنها در روز قادر به انجام عملیات مؤثر است. این هواپیما، یکی از جنگنده هایی می باشد که تا کنون به خدمت بیش از سی کشور دنیا در سراسر جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران در آمده است. این جنگنده رهگیر برای اولین بار در سال 1955 اولین نمایش عمومی و پرواز خود را به انجام رساند.



میگ 21 از جنگنده هایی بود که در جنگ ویتنام به صورت بسیار انبوهی علیه هواپیماهای آمریکایی به کار گرفته شد. بین تاریخ 26 آوریل 1972 تا 8 ژانویه 1973، هواپیماهای اف-4 فانتوم حدود 68 فروند از این هواپیماهای میگ 21 را با موفقیت سرنگون ساختند. از این هواپیما تعدادی بیش از 8.000 فروند در داخل یا خارج از کشور شوروی سابق در حدود 15 مدل گوناگون ساخته و تولید شد. جنگنده میگ 21 از شکل بال دلتا گونه بهره می برد که برعکس بیشتر هواپیماهای دلتا شکل، بال های این هواپیما به جای نصب شدن در وسط به انتهای بدنه، در وسط بدنه نصب گشته است. قلب تپنده این هواپیما یعنی موتور آن، یک موتور توربوجت ساخت تومانسکی مدل R-11 می باشد که در وسط بدنه قرار گرفته است.


ورودی موتور این هواپیما به جای قرار گرفتن در طرفین هواپیما، در دماغه آن کار گذاشته شده و همچنین فلسفه قرار دادن مخروطی در جلوی آن که در تصاویر قابل مشاهده است، کاهش سرعت های هوای ورودی به موتور برای انجام عمل احتراق به طور کامل است. در انتهای هواپیما نیز تنها یک اگزوز یا خروجی منفرد برای تخلیه گازهای موتور قرار گرفته است. بدنه این هواپیما، بدنه ای لوله ای طویل با دماغه ای بدون نوک معمول در هواپیماهای دیگر است. در میگ 21، کاناپی یا همان شیشه ی پوشش خلبان، از نوع حبابی می باشد. این هواپیما دارای یک سکان پایدار کننده عمودی در انتها است که تا حدودی نیز به عقب برگشته است. پایدار کننده های افقی آن نیز به همان ترتیب در طرفین سکان عمودی به صورت سوپت بک قرار گرفته اند. میگ 21 می تواند نقش های مانند حمله به اهداف زمینی و عملیات تمرینی برای دانشجوهای خلبان را به خوبی ایفا نماید اما در انجام نقش رهگیری، آن چنان که باید و شاید چست و چابک نبوده و عمل نمی نماید. این هواپیما دارای طولی به اندازه حدود 15 متر و طول دو سر بالی به میزان 7 متر می باشد. همچنین حداکثر وزنی که این جنگنده می تواند با خود بلند نماید حدود 8 تن می باشد.



این هواپیما، جنگنده ای تک سرنشینه است و تنها قادر به حمل خلبان می باشد. حداکثر سرعتی که برای این هواپیما در نظر گرفته شده است، حدود 2.000 کیلومتر بر ساعت بوده و دارای سقف پروازی معادل 14.000 متر می باشد که در این مورد تا حدودی برتری خود را تنها با یک موتور مشخص می نماید. اما ضعف بزرگ این هواپیما این است که هواپیمایی با برد بسیار کوتاه می باشد و تنها قادر است که در آب و هوای مناسب و در روز عملیات انجام دهد. همچنین این جنگنده برای انجام برخاست و نشست به باندی با حدود 700 تا 800 متر طول نیازمند است. یکی از دلایل عمده ای که برد کوتاه آن را بیش از پیش آشکار می نماید، ناتوانی این جنگنده در انجام سوخت گیری هوا به هوا است. در کل، این هواپیما که ظاهری بسیار نامتناسب دارد، جنگنده ای آن چنان که باید و شاید توانمند و مقتدر نبوده و وجود آن در آسمان، اساساً مشکل مهمی برای خلبانان جنگنده دشمن ایجاد نمی نماید.


نویسنده: آرمان

نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/07/07 ساعت 14:34 | لینک ثابت |
  1. Saab Sk60A
  2. Dassault Etendard IVMP
  3. Panavia Tornado IDS
  4. VFW-Fokker CH-53G (S-65)
  5. F-16DG Night Falcon
  6. F-16AM Fighting Falcon
  7.  Fairchild A-10A Thunderbolt II
  8. Aermacchi MB-339A MLU
  9. Fokker F-16A Fighting Falcon
  10. MIRAGE 2000C
نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/06/30 ساعت 14:39 | لینک ثابت |
این پست را به پیشنهاد دوستان ویرایش کردم

  1. www.airliners.net/photos/photos/3/3/1/1271133.jpg
  2. www.airliners.net/photos/photos/1/2/1/1271121.jpg
  3. www.airliners.net/photos/photos/9/2/1/1271129.jpg
  4. www.airliners.net/photos/photos/4/1/1/1271114.jpg
  5. www.airliners.net/photos/photos/6/0/1/1271106.jpg

امید وارم لذت برده باشید.با تشکر

نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/06/30 ساعت 3:57 | لینک ثابت |

در سال 1954 میلادی، شرکت نورث روپ تحقیقاتی را برای طراحی و ساخت جنگنده ای سبک وزن، کاملاً ارزان قیمت و با نگهداری آسان که بتواند حتی از فرودگاه های بسیار کوتاه نیز تیک آف نماید، آغاز کرد. پس از مدتی، برای اولین بار هواپیمای چست و چابک شکاری جنگنده ی فوق سبک اف-5 دو موتوره، با لقب جنگنده آزادی متولد شد.



این جنگنده، با وزنی خالی حدود 4 تن، می توان گفت که سبک ترین هواپیمای جنگنده امروزی به شمار می رود. مدل A این هواپیما توانایی های هوا به هوای بسیار کمی داشت و بیشتر قدرت خود را در بمباران و حمله به اهداف و مواضع زمینی نشان می داد. پس از این مدل، مدل B این جنگنده عرضه شد که قدرت نبرد هوا به هوای آن نیز افزایش یافته و بهبود هایی نیز پیدا کرده بود. این مدل، گونه ی دو سرنشینه این هواپیما بود که به منظور انجام ماموریت ها با دقت بیشتر توسط دو خلبان و همچنین امکان انجام تمرینات مدرسه های زمینی هوایی عرضه شد. این هواپیما، بیشتر برای منظورهای تمرینی معلم خلبان و دانشجو به وجود آمده بود که سال ها نیز در این نقش باقیمانده و خدمت نمود. همچنین، هدف دیگر طراحی این هواپیما، طراحی شکاری جنگنده ای با نقش برتری هوایی بود که در مقابل هواپیماهای تازه تولید شده میگ 21 که مشکلاتی را برای بعضی از کشورها ایجاد می نمودند، مقاومت نموده و آنان را به خوبی از صحنه نبرد به در کند.


 


این جنگنده به دلیل وزن فوق العاده سبکش، توانایی بسیاری در انجام مانورهای هوایی دارد و به دلیل طراحی ویژه اش، هزینه به پرواز در آوردن این جنگنده تقریباً برابر با یک سوم هزینه وارد عمل کردن یک جنگنده اف ای-18 هورنت است. مدل F-5E گونه ای بسیار بهبود یافته تر و قدرتمند تر است که بعدها طراحی و به کشورهای مختلفی از جمله ایران عرضه گردید و این هواپیما، هم اکنون نیز در نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران مشغول به خدمت بوده و در طی سال های جنگ تحمیلی استفاده های گسترده ای از آن به عمل آمد. این جنگنده از دو موتور توربوجت جنرال الکتریک J-58 با قدرت 4.080 پوند تراست استاتیک بهره می جوید که این میزان کشش، در نمونه Tiger II افزایش یافته است. حداکثر سرعت این هواپیما حدود 4/1 ماخ یا سرعت صوت بوده و دارای سرعت گشت زنی و کروزی معادل 97/0 ماخ می باشد. همچنین، حداکثر برد این جنگنده حدود 900 کیلومتر می باشد که این مقدار نیز با افزایش یا کاهش تسلیحات تغییر می یابد.



طول این هواپیما حدود 15 متر و فاصله ی دو سر بال آن نیز 5/7 متر می باشد. این هواپیما در هنگام برخاست قادر است حداکثر وزنی معادل 9.300 کیلوگرم را با خود به پرواز در آورده و حمل نماید. همچنین این هواپیما می تواند تعداد 2 موشک حرارتی کوتاه برد سایدوایندر AIM-9 را در در دو نوک بال حمل کند در حالی که پنج مقر تسلیحاتی دیگر نیز در زیر بال ها و بدنه وجود دارد که انواع بمب های خوشه ای، موشک های هوا به هوای اضافی، تانک های بنزین و راکت های هدایت نشده می تواند در این پایلون ها لود یا نصب شود. همچنین این جنگنده، دارای قلاب مخصوص عملیات از روی ناو هواپیمابر نیز هست که امکاناتی گسترده تر به آن می بخشد. ان شاالله در پست های بعدی به مدل ارتقا یافته این جنگنده با نام F-20 کوسه ببر که دارای توانایی های خارق العاده ای می باشد، خواهیم پرداخت.


نویسنده:چازان

نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/06/30 ساعت 3:6 | لینک ثابت |

می توان گفت که جدیدترین هواپیمای نظامی آمریکا، همان جنگنده مشترک عمود پرواز F-35 JSF است که هم اکنون در حال در طراحی و ساخت بوسیله شرکت لاکهید مارتین می باشد. البته همانطوری که در ابتدا ذکر شد، این جنگنده دارای برنامه ای مشترک بوده و مشترکاً توسط شرکت های نورث روپ گرومن، BAE سیستمز، پرات اند ویتنی و رولزرویس اداره می شود.


 


جنگنده JSF، جنگنده ایست چندماموریته که برای عملیات هوا به زمین بهینه سازی شده و ماموریت هوا به هوا، اصولاً ماموریت ثانویه وی به شمار می آید. اگر به تصاویر این هواپیما دقت کنید، می بینید که این هواپیما تا حدود زیادی به جنگنده F/A-22 Raptor شباهت دارد و طرح کلی آن مشابه این هواپیما بوده و هم چنین تا حدود زیادی نیز از فناوری های مشترکی بهره می جویند. این هواپیما، در پاسخ به نیاز به هواپیمایی که قابلیت پرواز عمودی را داشته باشد، در مرحله طراحی قرار گرفت، چرا که هواپیمایی که بتواند عمودی از زمین برخیزد، دارای فرسایش قطعات پایین تر و بالاتر از همه طول باند کمتر می باشد که آن را به وسیله ی بهینه ای برای برخاست از روی ناوهای هواپیمابر و همچنین فرود بر روی آن ها می کند. برای انجام این مهم، این هواپیمای پیشرفته تک موتوره، از سیستم وکتورد تراست یا کشش منحرف شده بهره می جوید، یعنی ابتداً همانند موتورهای توربوپراپ نیروی موتور ابتدا به یک جعبه دنده برای کاهش دور انتقال یافته سپس به یک فن یا پنکه عمود بر سطح زمین منتقل می شود. این پنکه نیروی مورد نیاز هواپیما را برای برخاستن تا یک ارتفاع مطمئن تامین کرده و پس از آن، به تدریج قدرت موتور بیش تر به سمت خروجی موتور متوجه شده و از قدرت لیفت فن کاسته می شود و هواپیما به جلو رانده می شود. در سیستم قدرت این هواپیما، برای برخاست، ابتدا دریچه ای زیر و بالای کابین خلبان باز شده و از آن جا لیفت فن هوا را با سرعت زیاد از بالا به سمت پایین پمپاژ می کند. همزمان با این کار، خروجی انتهایی موتور نیز به سمت پایین برگشته و نیروی تراست رو به پایین تولید می کند. این دو محل تولید نیرو، بالانس هواپیما یا تعادل آن را نیز بر قرار می سازند.



این هواپیما، بسته به موتوری که روی آن نصب می گردد، دارای بردی بین 2,000 تا 3,000 کیلومتر و حداکثر سرعتی معادل 8/1 ماخ خواهد بود. این هواپیما، قادر است با بیشینه وزنی حدود 22 تن عملیات برخاست یا تیک آف را انجام دهد. البته در گونه دریایی یا ناونشین این هواپیما، که مدل B یا C می تواند باشد، تغییراتی برای توانایی لندینگ یا نشست بر روی ناو از جمله بزرگتر کردن بالها و افزایش سطح فلپ ها و همچنین تغییراتی نیز در موتور آن حاصل می گردد. این هواپیما، برای حمل تسلیحات خود از دو محفظه داخلی و چهار پایلون خارجی استفاده می کند. هر یک از محفظه ها، قابلیت حمل دو موشک یا بمب یا هر سلاح دیگر را دارند و مقرهای خارجی نیز به همین ترتیب می توانند لود شوند. تقریباً در تمامی مدل های این هواپیما، تسلیحات یکسانی به کار رفته و تغییرات تنها در قسمت راداری و سیستم های پیچیده برخاست و نشست صورت می پذیرد. از این جنگنده، تعداد بسیار فراوانی، یعنی حدود 3,000 فروند سفارش داده شده که حدود 1,700 فروند آن برای نیروی هوایی و بقیه برای نیروهای دریایی و ناوگان های آنان خواهد بود. با تمام اوصاف، انتظار می رود که این هواپیما در سال 2008 وارد خدمت شود، یعنی همان سالی که پرنده رویایی اف-14 تامکت بازنشسته و برای همیشه به موزه های هوایی سپرده خواهد شد.

منبع: وبلاگ ایر

نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/06/29 ساعت 20:44 | لینک ثابت |

اول در مورد نام آن این توزیح را بدم که اوریون در نجوم به صورت فلکی شکارچی (یا همان صورت فلکی جبار) گفته میشود

بدنبال گسترش روز افزون زیر دریایی در سالهای بعد از جنگ جهانی و لوزوم ساخت یک هواپیمای اختصاصی برای شناسایی و حمله به زیر دریایی ها بیش از پیش احساس میشد(بخصوص که در این بخش روسها بسیار جلوتر بودند و این در اوج جنگ سرد بود) این اندیشه نیروی دریایی آمریکا را بر آنداشت تا برا جایگزینی هواپیماهای P-2V  مناقصه ای را برای این منظور ارائه کند در این مناقصه شرکت لاکهید با طرح خود گوی رقابت را از رقیبا ربود لاکهید مارتین طرحی را تحت عنوان P-3 که بر اساس طرح L-188 الکترا که یک طرح مسافری بودطراحی گردیده بود اما این دو طرح با این وجود که بسیار شبیه هم از کار در آمدند اما تفاوت های امده ای داشتند از جمله قابلیت حمل جنگ افزار در زیر بالها و همچنین بالهای رو به جلو(قسمت پشتی بالها بسمت جلو مایل است دلیلش هم بخاطر انعطاف پذیری بهتر در سرعت های پایین است) قابلیت برخاست از باندهای کوتاه و نگهداری آسان حال شاید برای برخی دوستان این سوال پیش آید چرا از یک هواپیمای جت استفاده نشد دلیلش این است چون این هواپیما باید با سرعت کم برای شناسایی اهداف دریایی پرواز کنند بهترین گذینه هواپیماهای توربوجت است اولین مدلها تحت عنوان A و B در سالهای 60 و 61 در تعداد بالا تولید گردیدند این هواپیما کارایی خوبی از خود نشان داد و بزودی بسیار محبوب شد مدل سی که در سال 68 اولین پرواز خود را انجام داد به یکی از محبوب ترین مدلها مبدل شد بگونه ای که بجای ساخت مدل های جدید گونه های مختلف همین مدل طراحی و آپدیت شد

اولین گونه Update I در سال 1975 پرواز کرد این در این مدل دارای یک میکرو پروسسور جدید با یک ایونیک مدرن تر بو همچنین نرم افزار های آن نیز از نو طراحی شد

 

مدل Update II در سال 1977 وارد خدمت شد در این مدل مجهز به سیستم مادون قرمز اخطار دهند و یک سیتم استراغ سمع با 28 کانال مغناتیسی ضبط صدا و اخلاگر الکتریکیو همچنین موشکهای هارپون

مدل Update III در 1981 کامل شد و در 1982 وارد خدمت شد در این مدل دستگاه های صدا سنج (کانالهای سنجش صدا) بصورت دوبرابر نصب شد(برنامه ای تحت عنوان CHEX) در این مدل بیشتر بروی دستگاه های سنجش کانالهای صدا و استراق سمع کار شد و تا سال 88 در حال گذشتن از آزمایشات گوناگون بود این مدل قادر بود تا 11 نفر را با خود حمل کنند(5 افسر خدمه و 6 کاربر سیستم)

بعدها سیستم پردازش پیشرفته داده و شنود و همچنین دیتا لینک ,آنتنهای جدید یک سیستم پشتیبانی الکتریکی ESM مولد سنجش صدا و یک سیستم پردازش دیتای جدید از نوع CP-2044و سیستم کنترلی جدید هم بعد ها اضافه گردید

از دیگر تغییراتی که بعدها روی این مدل انجام شد

اضافه شدن موشک اسلم(Stand-Off Land Attack Missile ) که موجب افزایش برد درگیری و توانایی حمله ی افقی به اهداف را به آن میداد

سیستم کنترل تطبیقی انتنها از نوع AN/ALQ-158 که بر روی VHF فعال است و کاربرد آن برای شناسایی صوتی علائم زیر دریایی و سیگنالها دریافتی ست(قابلیت ردگیری فرکانسهای رادیویی را نیز داراست)

سیستم پیشرفته ی گیرنده ی علائم و فرکانسها(گیرنده دریایی) از نوع AN/ARR-78 مجهز به ۲۰ ماژول گیرنده با قابلیت شناساییی و پارازیت رادیویی بیش از ۹۹ کانال در هر ماژول

سیستم شناسایی و پروسس سیگنال از نوع AN/UYS-1 که کاربرد آن در شنود رادیویی و شناسایی سیگنال ها و انتقال و تقویت صدا از طریق تصحیح دامنه فاز

سیستم تدابیر متقابل AN/ALQ-78A با یک ECP اصلاح شده و امکان تعمیر و نگهداری آسان و کاراییی بالاتر

سیستم رادیویی موج بلند(طول موج بالا) از نوع  AN/ARC-187 با قابلیت ارتباط ماهواره ای

سیستم داده دیجیتالی کامپیوتر از نوع CP-2044 با توانایی بایگانی و عملیاتی بالا و یک میکرو پروسسور جدید(سه پروسسور Motorola 68030) و امکان نصب پردازشگر جانبی و باس دوبرابر و با امکان عیب یابی خودکار

سیستم مکان نمای جهانی (GPS) از نوع AN/ARN-151 با دقت ناوبری و اطلاعاتی فوق العاده بالا با ۵ کانال ضبط داده (پردازش داده) بدون توقف و امکان آنالیز و نمایش چهار ماهواره بطور همزمان

سیستم پشتیبانی الکتریکی(ESM) از نوع AN/ALR-66A/B با قابلیت نظارت بر رادار ها و کنترل راداری(پالس کترل) و اخطار دهنده ی رادار با برد زیاد(امکان کنترل و نظارت بر رادار کشتی ها و هواپیما ها را به آن میبخشد)

 



مدل بعدی  Update III AIP یا به بیان دیگر(Anti-Surface Warfare Improvement Program ) این مدل در واقع نوع بهینه شده ی آپگرید سوم است با این تفاوت که در اصل برایمقابله با اهداف سطحی کامل شد در جنگ یوگوسلاوی برای اولین بار علیه اهداف زمینی بکار گرفته شد و موفق هم نشان داد این مدل امکان استفاده از موشک های ماوریک(AGM-65) را نیز دارد اما سیستم ها:

سیستم هدایت تلوزیونی ماوریک مسلح به کلاهک های ضد زره با قابلیت حمل دو فروند ماوریک در هر پرواز در دومد ضد تانک و ضد کشتی(ضمنا یک سیستم پشتیبانی شلیک کن فراموش کن نیز دارد)

سیستم اخطار دهنده ی فرو سرخ(IRDS) از نوع AN/AAS-36A با قابلیت اسکن غیر عامل وابسته به طول موج های رادیویی ناشی از هواپیماها

سیستم سنسور های الکترو نوری(EOSS) از نوع AN/AVX-1 با قابلیت تثبیت الکترونیکی سیستم ها با قابلیت بررسی و شناسایی ماموریت ها

رادار AN/APS-137B با توانایی ماموریتی بالا و قابلیت شناسایی اهداف کوچک و شناسایی اهداف سطحی با برد زیاد و قابلیت ناوبری بالا با اکان فعالیت در همه ی شرایط آب و هوا ای رادار میتواند برای کاهش بار مسئولیتی خلبان اهداف را بطور خودکار شناسایی کرده و آنها را بر اساس نوع و اولویت دسته بندی نماید و وضعیت لحظه به لحظه ی همه را یکجا نمایش دهد (یک پریسکوپ جانبی هم دارد)

سیستم آنالیز پالس  EP-2060 که بهمراه سیستم جانبی AN/ALR-66C کار میکند که کار برد آن در یافت پردازش کردن و دسته بندی سیگنالهای الکترو مغناتیس ناشی از کشتی ها هواپیماها و وسایل نقلیه است

نمایشگرهای رنگی چند منظوره با رزولوشن(۱۰۲۴*۱۲۸۰) و قابلیت ۳۰۰ درصد رفرش

ترمینال تاکتیکی ماموریتی پیشرفته (MATT) از نوع OZ-72 وضیفه ی این سیستم آماده کردن و منظم کردن تجهیزات بر اساس تاکتیک و ماهیت ماموریت دریافت شده است

  سیستم کوچک شده ی درخواست نیرو با دسترسی محدود AN/USC-42 با قابلیت بازیابی و ارسال بی خطر صدا و اطلاعات بدون امکان کشف(یعنی خدمه میتوانند در مواقع اضطراری درخواست کمک خود را با اتمینان از عدم کشف و پارازیت ارسال کنند)

سیستم اخطار موشک AN/AAR-47 با قابلیت اخطار شلیک و قفل موشک های زمین به هوا و هوابه هوا هماهنگ شده با سیستم تدابیر متقابل

سیستم تدابیر متقابل و دفاعی AN/ALE-47 برای استفاده از فلر و چف و پارازیت های رادیویی

بطور کلی از P-3 برای تهیه تاکتیک های عملیاتی و نظارت ومراقبت هوابرد و  هشدار دهنده و همچنین مامورت جانبی ضد سطحی و ضد زیر دریایی استفاده می شود

بدلیل نیاز های روز افزون شناسایی و ردگیری دریایی و ضد زیر دریایی و همچنین پشتیبانی زمینی بشکل مداوم این هواپیما در حال آپگرید شدن مداوم است همانطور که گفته شد در جنگ یوگوسلاوی علیه اهداف زمینی و دریایی بکار گرفته شد و بسیار موفق نشان داد در جنگ عراق هم شرکت کرد اما بدلیل ضعف ارتش عراق چندان طعمه ای بدست نیاورد

پیش از آن یک مدل  EP-3E که اقدام به ردگیری و شنود مکالمات نیروی دریایی چین کرده بود توسط دو F-8 که منجر به برخورد یکی از جنگنده ها و مرگ خلبان آن شد ولی هواپیما تقریبا سالم بدست چینی ها افتاد باوجودی که خدمه ی آن تاجایی که توانستند سیستم های محرمانه را نابود کردند باز هم مقداری اطلاعات ارزشمند نسیب چینی ها شد(البته هواپیما بعدا توسط یک رسلان AN-128) به آمریکایی ها تحویل شد

از نظر سلاح بجز موارد یاد شده اوریون میتواند انواع راکت انداز ها را باخود حمل کن همچنین برای حمله به کشتی ها و زیر دریایی ها بجز موشک هارپون و اسلم(و در برخی ماوریک) از اژدر های MK 46/50 نیز سود میبردو همچنین بمب های عمقی MK 54/57/101 و مین های دریایی MK 25/36/39/55/56 با قدرت انفجار از ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ lb

اوریون بطور نرمال از ۴ موتور توربوپراپ T56-14 با رانش 14,644 kW نیرو میگیرد که به آن بیشینه سرعت 760 کیلومتر بر ساعت را میبخشد

کشور های کاربر:

US NavyوAustraliaوCanadaوChileوIranوJapanوNetherlandsوNew ZealandوNorwayوPakistanوPortugalوSouth KoreaوSpain

به تازگی هند نیز تعدادی دریافت نموده است

جالب است بدانید با وجودی که اوریون در جنگهای زیادی شرکت نکرده و بیش از ۴۰ سال عمر دارد تا کنون بیش از ۶۹۴ فروند از آن تولید شده و ۵۸ درصد هواپیماهای گشت دریایی از نوع اوریون هستند

البته ۱۰۷ فروند هم توسط صنایع کاوازاکی در ژاپن تولید گردید

 

 



 

سایرمدلها:

در اینجا فقط مدلهایی که مهمتر بودند را معرفی می کنم چون اوریون تنوع مدلی بالایی دارد

P-3C Update IV این مدل درواقع آپدیت برای تمام مدل های Update II

EP-3C این مدل توسط صنایع کاوازاکی برای نیروی دریایی ژاپن ساخته شد

NP-3CوRP-3C مدل هایی بود که بعنوان آزمایشگاه پرنده و تحقیقاتی برای منظورهای علمی و نظامی کامل شد

UP-3C مدل باری

RP-3D و WP-3D این مدل ها برای منظور های هواشناسی و مطالعه بر روی اتموسفر و جغرافیا کامل شد

EP-3E موسوم به اریز این مدل به آنتنهای خارجی بزرگ در زیر دماغه مجهز بود و برای شناسایی مین ها وکشتی های دشمن و شنود مکالمات تکمیل شد(قابلیت حمل ۷ افسر و ۱۷ خدمه درجه دار )  کلا ۱۲ نمونه ساخته شد

P-3F این مدل به سفارش ایران و تنها برای ایران ساخته شد در دهه ی ۷۰ کلا ۶ فروند از این نمونه ساخته شد

P-3G این نمونه در واقع بستر طراحی P-7 بود که قرار بود جایگزین اوریون گردد که بعدا کنسل شد

P-3K این مدل برای نیوزیلند از روی مدل B طراحی و ساخته شد کلا ۵ فروند ساخته شد

P-3N این نمونه برای نوروژ از روی مدل B ساخته شد کلا ۲ فروند ساخته گردید

P-3P این مدل برای پرتقال سخته شد ولی بعد ها ۶ فروند از آن به استرالیا فروخته شد

P-3W این مدل بسفارش استرالیا از روی نمونه ی C-II ساخته گرید کلا ۲۰ فروند

CP-140 موسوم به ارورا که به سفارش کانادا تکمیل گردید کلا ۱۸ فروند ساخته شد

 

 

مدل F اوریون در خدمت نیروی دریایی ایران نیز هست ایران پیش از انقلاب ۳ فروند اوریون تحویل گرفت و ۶ فروند هم سفارش داده بود مدل های ایرانی که اختصاصا هم برای ایران طراحی شده بود از توانایی حمل موشک های ضد کشتی هارپون و سوختگیری هوایی برخوردارند از  سیستم های آنها چندان اطلاعی در دست نیست اما باید قدیمی بودن و بهینه نشدن آنها را نیز به این موارد اضافه کرد خبری از استفاده از آنها در طول جنگ نیز وجود ندارد


 

نویسنده:محمد حسین جهان پناه
نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/06/29 ساعت 3:30 | لینک ثابت |

گامی در پیشبرد صنایع هوایی ایران                                    


کشور ایران، با توجه به تحریم هایی که از سوی بیگانگان بر او اعمال شده است، هرگز خود را به عنوان کشوری نیازمند به یاری های آنان ندانسته و در بخش های مختلف صنعتی از جمله صنایع هوایی، چه در زمینه نظامی چه در گستره غیر نظامی، گام های مهم و پراهمیتی برداشته است.


از جمله این پیشرفت ها البته در زمینه غیر نظامی، تولید هواپیمای مسافربری ایران-140 است که برای نخستین بار، در داخل خاک میهنمان ساخته می شود. این هواپیما، با توجه به فاصله تقریباً کوتاه میان فرودگاه های کوچک و یا بین المللی کشور، قادر است به خوبی از عهده انتقال بهینه مسافران از مناطق مختلف کشور به نواحی دیگر و یا انتقال مسافران به فرودگاه های بین الملی برای پرواز های میان کشوری بر آید و بدین صورت، با هزینه نگهداری پایین، نیاز به هواپیماهای پر خرج و پهن پیکر را برای خطوط داخلی که البته به صرفه هم نیست، رفع سازد. یکی از ویژگی های بسیار جالب توجه این هواپیما، دارابودن موتور کمکی برای استارت موتور است که هواپیما را از احتیاج به موتورهای زمینی برای روشن کردن موتورها، بی نیاز می سازد. این هواپیما، نوعی از هواپیمای آنتونوف 140 روسی است که البته در داخل کشور، دستخوش تغییرات بسیار و بهبود های فراوان شده که امروزه، به جرات می توان گفت که این هواپیمای کم مصرف و قابل اطمینان، موفق ترین هواپیمای منطقه ای سبک وزن در جهان به شمار می آید.


این هواپیما، به واقعیت با شرایط آب و هوایی ایران سازگار بوده و قادر به پرواز در مناطق گرمسیری حتی با شرایط اقلیمی بسیار نامساعد است. همچنین، این هواپیما که فراز نام گذاری شده است، می تواند از باند های نیمه آماده نیز نشست و برخاست را به نحو احسن انجام دهد. بدنه هواپیمای ایران-140، به نحو بسیار بهینه ای برای حمله مسافر یا بار به طور جداگانه یا همزمان طراحی شده است. بال های این هواپیما از نوع بال بالا بوده و به دلیل نصب بال ها در قسمت بالای بدنه، وسایل نقلیه و اپراتور های فرودگاه هیچ گونه مشکلی از نظر اشغال فضای اضافی بال ها نخواهند داشت. ساختار ارابه فرود این هواپیما، قادر به تحمل تا 20.000 فرود بوده و بسیار انعطاف پذیر است. دید خلبان در این هواپیما عالی و کنترل هواپیما در سرعت های کم نیز بسیار خوب گزارش شده است. گفتنی است این هواپیما حداکثر قادر به حمل 52 نفر مسافر است.


پیشرانه هواپیمای ایران-140 که از نوع کلیموف TV3-117 می باشد، با میلیون ها تعداد پرواز در سراسر جهان، به عنوان یکی از قابل اعتماد ترین موتورهای توربوپراپ شناخته شده است. این موتور، دارای یک پروانه شش تیغه ای از جنس فلز و مواد کامپوزیتی است که بهترین کارائی را به موتور خود عطا می نماید. در یکی از حوادث ناگوار هوایی، تعدادی از خلبانان و مهندسان با تجربه و مسئولان اجرایی هوایی ایران، سوار بر یک هواپیمای ایران 140، برای تست توانایی های این هواپیما، در ساعت 11:23 صبح روز 22 دسامبر 2002، شهر خارکوف را به مقصد ایران و شهر اصفهان ترک گفتند. این هواپیما، در ساعت یک و چهل و پنج دقیقه ی همان روز، در شهر ترابزون ترکیه توقف کوتاهی برای سوخت گیری و سرویس داشت. یک ساعت بعد، هواپیما از فرودگاه آن شهر برخاسته و پس از مدتی، با تقرب به شهر اصفهان، به دلیل شرایط بسیار نامساعد جوی و عدم توانایی خلبان برای استفاده بهینه از سیستم موقعیت یاب جهانی، هواپیما به یکی از کوه های اطراف اصفهان برخورد نموده و تمامی سرنشینان آن کشته شدند.

 


هواپیمای ایران-140 قرار است که به زودی با انجام تغییراتی اساسی، قادر به انجام نقش های مهم و استراتژیک نظامی از جمله تبدیل این هواپیما به یک هواپیمای آواکس کوچک شود که البته، بسیار هم دور از انتظار نیست. در مورد ابعاد این هواپیما باید گفت که طول خود هواپیما حدود 22 متر و طول دو سر بالهای آن حدود 24 متر است. حداکثر وزن برخاستی این هواپیما 21 تن می باشد که با توجه به قدرت ارابه های فرود، این هواپیما قادر به فرود یا همین وزن نیز است. حداکثر مسافت لازم برای برخاست هواپیمای فراز ایرانی حدود هزار و سیصد متر است که مسافتی قابل قبول برای چنین هواپیمایی به نظر می آید. همچنین حداکثر سرعت کروز اقتصادی این هواپیما 523 کیلومتر بر ساعت و حداکثر برد آن با تعداد کامل مسافر، دو هزار و صد کیلومتر است که بردی عالی برای هواپیمای ایران-140 که هواپیمایی کوتاه برد است، محسوب می شود

 

Iran 140

 

...............................................................................................................

منبع:  وبلاگ ایر

نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/06/28 ساعت 23:46 | لینک ثابت |

همانطوری که می دانیم، دو جبهه شرق و غرب، و در این مقایسه روسیه و فرانسه، همیشه به دنبال ساخت محصولاتی بوده اند که به نوعی از همتاهای خارجی خود برتر بوده و قابل رقابت با آنان باشد. در این مقاله، هواپیماهای سوخو Su-30 MK روسی و میراژ 2000 فرانسوی مورد مقایسه گرفته و توانایی تاکتیکی و عملیاتی آنان در شرایط یکسان جنگی سنجیده خواهد شد.

 


su-30 mk    ساخت روسیه


هواپیمای Su-30 MK، آشکارا سعی در حفظ شکل ظاهری و همچنین توانایی های خود نزدیک به نیاکان او یعنی هواپیمای معروف سوخو 27 فلانکر، با تمرکز بر روی افزایش توانایی های چند ماموریتی خود، دارد. این هواپیما، به کلاس هواپیماهای اصطلاحاً «سنگین وزن» تعلق دارد. بزرگترین ویژگی این هواپیما، استقلال و مستقل بودن آن از پایگاه های زمینی-البته نه به طور کامل- برای حمله به اهداف زمینی یا هوایی خویش یا عملیات رهگیری است، به طوری که ظاهراً نیازی به اطلاعات هدف گیری از پایگاه های زمینی ندارد. اما هواپیمای میراژ 2000، هواپیمایی سبک وزن است که اصولاً برای عملیات دفاع هوایی در صورت حمله دشمن با اتکاء کامل بر پشتیبانی اطلاعاتی زمینی تولید شده است. اما، آخرین گونه این هواپیما یعنی میراژ M-2000-5، به طور قابل توجهی در حال فروش جهانی است و بیشتر کشورها در صدد خرید آن هستند. این هواپیمای فرانسوی، در عملیات دور از خانه به دلیل ضغف سیستم های شناسایی خود، به راحتی مغلوب حریف خود یعنی Su-30 MK که دارای استقلال عملیاتی از پایگاه خانه است، می شود. البته مقایسه این دو هواپیما، از لحاظ پایه ای چندان صحیح نیست، به این دلیل که هر یک از این دو هواپیما به کلاسی مخصوص بستگی داشته و دارای امتیازات منحصر به فرد در زمینه های تخصصی خود می باشند.

 


 

mirage 2000      ساخت فرانسه 


 اما باز نیز مواردی وجود دارد که بتواند بین این دو هواپیما به مقایسه گذاشته شده و در توانایی هر یک سنجیده شود. عملکرد بهینه هواپیمای Su-30 MK را می توان به پیکربندی درست ساختاری و آیرودینامیکی آن نسبت داد. از لحاظ قدرت آیرودینامیکی، واقعاً Su-30 MK مانند تمام هواپیماهای خانواده فلانکر رقیبی ندارد. در مقابل، ویژگی های آیرودینامیکی هواپیمای میراژ، چندان معلوم نمی باشد، اگرچه شکل بال های دلتا و مثلثی و بدون دم بودن آن-که در اکثر هواپیماهای اروپایی پست های قبلی وجود داشت- در سرعت های مافوق صوت بسیار موثر و مفید است. مانورپذیری بی همتای سوخو در تمام دنیا شناخته شده و تصدیق شده است. موتورهای با قابلیت منحرف کردن قدرت موتور به جهت دلخواه، این جنگنده را قادر می سازند که برای مثال به خوبی از عهده مانور کبرا بر آمده و حتی گاه مانور هایی در زاویه حمله 180 درجه انجام دهد. این مانورهای بی نظیر را نمی توان عادی نامید، بلکه باید از آن ها به عنوان «فوق العاده» یاد کرد که یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در جنگ های هوایی نزدیک یا تن به تن است. این قابلیت بیشتر به علت دارا بودن سیستم الکترونیکی کنترل موتور/هواپیما ممکن شده که در طی آن، سیستمی هوشمند به طور اتوماتیک زاویه مورد نیاز برای سطوح کنترلی مانند شهپر ها و همچنین زاویه انحراف خروجی موتورها محاسبه کرده و بر اساس آن هواپیما تغییر جهت می دهد. امنیت پرواز نیز با یک سیستم محدود کننده شتاب گرانشی زمین-که توسط آن یا شتاب گرانشی زیاد می شود که به علت آن وزن تا 9 برابر سنگین تر شده و خون به مغز خلبان نمی رسد یا حالت منفی به خود گرفته و وزن سبک تر می شود و خون زیادی به مغز می رسد و در هر دو حالت باعث مختل ساختن فعالیت می شود- شتاب جی را در وضعیت های مختلف کنترل کرده و محدود می کند.

 


 

mirage 2000   


بدین گونه خلبان در این هواپیما با راحتی تمام می تواند به عملیات بپردازد. هواپیمای میراژ 2000 به طرزی کاملاً معمولی پرواز کرده و ماموریت های خود را انجام می دهد. این هواپیما، دارای سیستم انحراف قدرت موتور نبوده و حداکثر زاویه حمله آن از 25 تا 28 درجه تجاوز نمی کند. این هواپیما از نظر تحمل شتاب گرانشی زمین، برتری به مقدار بسیار ناچیز 5/0 جی دارد که حتی در نظر نمی آید. البته میراژ با وجود ضعف هایی که داراست، قابلیت چرخیدن به جهات مختلف را با سرعت بالا داراست و پیکربندی بال دلتا شکل آن و فلپ های داخلی برای تنظیم وضعیت دماغه هواپیما، جنگنده فرانسوی را قادر می سازد که بدون تالل و معطلی از حالت پرواز عادی و افقی، به حالت اوجی گیری کاملاً عمودی در آید. همچنین برخورداری از تنها یک موتور و همچنین وزن سبک تر نسبت به سوخو، موجب برتری این هواپیما از نظر چالاکی در جست و خیز های هوایی و همچنین مصرف سوخت کمتر و هزینه های نگهداری کاهش یافته می شود.


su-30 mk


ناگفته نماند که جنگنده میراژ از توانایی پرواز در ارتفاع پایین با سرعت بالا نیز برخوردار بوده و همچنین نسل جدید این هواپیما یعنی میراژ M-2000-9، از رادارهای جدیدی برای بهبود عملیات هوا به زمین خود سود می برد. دو هواپیمای سوخو و میراژ، از نظر سقف پرواز، سرعت و قابلیت شتابگیری تقریباً در سطح یکسانی قرار دارند و سنگینی هواپیمای سوخو در مقابل میراژ، با داشتن یک موتور بیشتر نسبت به میراژ 2000 جبران شده است که با این اوصاف، این دو هواپیما در زمان یکسانی به منطقه درگیری می رسند. اما با این حال، توانایی رهگیری سوخو با شعاع عملیاتی 3.000 کیلومتری، 45% نسبت به میراژ بیشتر بوده و می تواند یک کشور نسبتاً متوسط از نظر مساحت را به خوبی پوشش دهد. هواپیمای سوخو، همچنین امتیاز دو خلبان بودن را داراست که به آن امکانات وسیع و دقت عمل بیشتر از نظر بمباران های هوایی و غیره را می دهد و از این لحاظ، این مسئله برای میراژ تک نفره یک ضعف تلقی می شود.


su-30 در یک نمایش هوایی 


از لحاظ قابلیت حمل سلاح، سوخو قادر است تا 40% سلاح بیشتری نسبت به میراژ حمل نماید و این ویژگی این توانایی را به سوخو می دهد که در یک حمله هوا به زمین، تعداد بیشتری از اهداف زمینی را نابود سازد. از سوی دیگر، پیشرانه ها یا موتورهای هواپیمای سوخو، نقش غیر قابل انکاری در افزایش کارائی و عملکرد این هواپیما دارند. موتور AL-31 FP سوخو در مقابل موتور M53-P2  ساخت سنکما موتوری بهینه تر از نظر مصرف ویژه سوخت است. این موتورها، حتی در شرایط بحرانی مانند مانورهای بسیار سخت که در آن ها هوای مورد نیاز موتور به دلیل وضعیت ویژه ورودی ها به خوبی تامین نمی شود، عملکرد ثابت و نسبتاً یکسانی را حفظ می کنند. در این مقایسه، نقش اویونیک یا سیستم های الکترونیکی هواپیما به راستی غیر قابل چشم پوشی است.


su-30 mk


اجازه بدهید نگاهی نیز به سیستم های اویونیکی هواپیماهای مورد مقایسه بیندازیم. برتری رادار Su-30 MK از نظر برد تشخیص رادار، تجسس، ضد اغتشاش بودن و توانایی برای شلیک موشک های فعال و نیمه فعال کارائی و تاثیر فوق العاده ای را در نبرد های دور از خانه به ارمغان می آورد. در نبرد علیه اهداف زمینی، توانایی های راداری دو جنگنده تقریبا ً یکسان می باشد. تمام هواپیماهای مدرن روسی، شامل Su-30 MK، به مقر مکان یابی نوری مجهزند که این سیستم، قادر است به طور خودکار اهداف هوایی را شناسایی کرده و بر روی آنان قفل نماید، و سپس با دقت بالایی فاصله و مختصات و سایر مشخصات آنان را نمایان سازد. این سیستم، دقت هدف یابی را افزایش و زمان جستجو را به طور موثری کاهش می دهد. مصونیت رادار این هواپیما در مقابل سیستم های ECM مغشوش کننده رادار، آن را قادر می سازد که بدون هیچ گونه مشکلی آسمان را تجسس نمایند.


mirage 2000


برای ماموریت های زمینی، چه میراژ چه سوخو مجهز به سیستم جستجو کننده هدف نوری می باشند که تقریباً دارای خصوصیات مشترکی هستند. هواپیماهای جنگنده مدرن روسی، کلاً دارای خصوصیت بقاپذیری فراوانی هستند. برای مثال، در هواپیمای Su-30 MK از سیستم های جلوگیری کننده نشت سوخت و همچنین دستگاه های اطفاء حریق بسیار عالی بهره برده می شود که بقاپذیری این هواپیما را به مقدار 20% نسبت به هواپیماهای کلاس میراژ 2000 افزایش می دهند. از لحاظ برد موشک های مورد استفاده، تسلیحات هوا به هوای Su-30 MK دارای حدود 30% برد بیشتر نسبت به موشک های به کار رفته در میراژ-مانند سوپرماترا- هستند و امکاناتی چون قابلیت شلیک از فواصل دورتر را نسبت به حریف خود فراهم می آورند. لازم به ذکر است که هواپیمای سوخو Su-30 MK از 12 مقر تسلیحاتی و میراژ 2000 از 9 مقر برای حمل سلاح ها سود می جوید. قابلیت حمل دو برابر بمب در سوخو در مقابل میراژ، باعث کاهش تعداد سورتی پروازهایی می شود که برای نابودی مجموعه ای از اهداف زمینی مورد نیاز است، و در نتیجه این عمل، تعداد تلفات ممکن هوایی کاهش می یابد.


mirage 2000


در کل، می توان به این نتیجه رسید که به کارگیری جنگنده ای دوربرد با قابلیت استقلال از پایگاه های زمینی برای فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز به واسطه سیستم های پیشرفته به کار رفته، بسیار مقرون به صرفه تر از انجام نبرد با تعداد زیادی جنگنده ی کوتاه برد، غیر موثر و در عین حال با توانایی های کمتر و وابسته است و نهایتاً، با اوصاف و شرایط موجود در این مقایسه همه جانبه، هواپیمای Su-30 MK در سطح کارائی بالاتری نسبت به هواپیمای میراژ فرانسوی قرار می گیرد.


mirage 2000

نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/01/03 ساعت 23:57 | لینک ثابت |

هواپيماي فانتوم اف-4 يك جنگنده دو موتوره با قابليت تبديل به يك بمب افكن بود كه می توانست در هر آب و هوا و جوی به نبرد ادامه دهد. اين جنگنده قادر بود که سه نقش تاكتيكی هوايی مهم برتری هوايی، جلوگيری امكان پشتيبانی هوايی، رهگیری و بمب افکن را انجام دهد كه اين مشخصه ها را در جنوب شرقی آسيا يعنی در طی جنگ کمر شکن ويتنام نیز به عرصه عمل آورد.



فانتوم اولين پروازش را در ماه می1958 به انجام رسانيد. اين جنگنده در حقيقت برای دفاع از ناوگان دريايی آمريكا طراحی شده بود كه نهايتاً در سال 1961 به خدمت در آمد. نيروی هوايی آمريكا فانتوم را براي پشتيبانی هوايی بسته ارزيابی و سرانجام در سال 1962 مدل مخصوص نيروی هوايی آن را به تصويب و توليد رسانيد. جنگنده فانتوم II نيروی هوايی آمريكا، موجب به كار گماشتن فانتوم مدل سی نيز شد كه نخستين پروازش را در 27 می 1963 انجام داد و تحويل اين محصول در نوامبر 1963 شروع گرديد. هواپيمای جنگنده اف-4 در نقش هوا به زمين دو بمب معمولی می توانست حمل نمايد. اف-4 همچنين قادر به انجام پرواز های شناسايی نيز بوده و در ماموريت متوقف ساختن هواپيماهای ديگر كه به ماموريت راسوي وحشی مشهور بود كاملاً موفق می نمود. توليد هواپيمای اف-4 II درسال 1979 بعد از اينكه بيش از پنج هزار فروند فانتوم II توليد گردید، یعنی به تعداد بيش از 2600 فروند برای نيروی هوايی آمريكا، در حدود 1200 فروند برای ناوگان ها و نيروی دریایی و بقيه براي كشورهای دوست كه شامل اسرائيل، ايران، يونان، اسپانيا، تركيه، كره جنوبی، آلمان غربی، استراليا ژاپن و بالاخره بريتانيای كبير می شد، تولید پايان يافت.


 


چنان كه می دانيم از اين جنگنده مشهور به شكلی گسترده در جنگ ويتنام استفاده گرديد. مدل های بعدی اين جنگنده به ياد ماندنی هنوز در فهرست اموال نيروي هوايی آمريكا تا سال 1990 موجود و در حال فعاليت بودند. فانتوم ها ديگر در خدمت نيروي هوايی آمريكا نمی باشند در حالی كه هنوز در اكثر كشور های ديگر به پرواز در آمده و به خدمت گرفته می شوند. جنگنده اف-4 مدل سی برای اولين بار در مي 1963 به پرواز در آمد و گارد ملی هوايی به پرواز در آوردن اف-4 سی را در ژانويه 1972 آغاز كرد. نيروی هوایی آمريكا اولين فانتوم II را در ژوئن 1978 دريافت كرد. مدل اف-4 دی با تغييرات عمده ای در بالا بردن دقت هدف گيری سلاح ها، به نيروی هوايی در سال 1966، به گارد ملی هوايی در سال 1977 و به مجموعه جنگنده های نيروی هوايی و انبار جنگنده های نيروی هوايی در سال 1980 تحويل گرديد. اولين جنگنده اف-4 ئی در اكتبر 1967 به نيروی هوايی آمريكا تحويل داده شد و متعاقباً گارد ملي هوايی نيز اولين اف-4 ئی را در سال 1985 و انبار جنگنده های نيروی هوايی در سال 1987  اولين اف-4 های خود را دريافت داشتند.



اين مدل از اف-4 با يك مخزن سوخت اضافه، لبه حمله باريك برای افزايش قدرت مانور دهی و موتورهای بهبود يافته و يك توپ 20 ميليمتري دو لوله ای داخلی همراه سيستم كنترل آتش بهبود يافته عرضه شد. در سال 1973 اولين هواپيمای مدل اف-4 ئی همراه سيستم شناسايي هدف براي شناسايی تصويری دوربرد هوايی يا زمينی عرضه گشت. هر سيستم به طور اساسی يك دوربين تلوزيونی با عدسی كانون متغير برای شناسايی درست هدف بود و همچنين سيستمی كه پیوتک ناميده می شد، قابليت شبانه روزی تمام جوی را برای بدست آوردن و تعيين محل كردن اهداف زمينی به وسيله ليزر و سلاح های هدايت شونده به وسيله مادون قرمز را فراهم مي آورد. ديگر تغييری كه كه دراين مدل ايجاد شده بود، چند كامپيوتر ديجيتالی جدا بود كه شامل سيستم هاي شليك موشك هاي هوا به هواي سايدوايندر و اسپارو  مي شد. به علاوه در مدل های ئی و جي سيستم ديجيتالی ARN-101 ناوبری، با سيستم جديد ناوبری LN-12 تعويض شده بود. با معرفي مدل های جديدتر هواپيما هاي  ديگر بيشتر سيستم های توانای اف-4 فانتوم و مأموريت های آن نيز محدود شده و و مختص جلوگيري از دفاع هوايی دشمن گرديد. سرانجام فانتوم های اف-4 جی به مركز صد و نودمين اسكادران هواپيماهای بازنشسته تعمير و نگهداری گارد ملی هوايی آيدائو واگذار گرديد و بدین گونه بود که تاریخ این جنگنده ی افسانه ای جهان به پایان رسید.


نوشته شده توسط سعید شیرازی در 86/01/03 ساعت 23:54 | لینک ثابت |
 
business articles